لغت ها و اصطلاح های انگلیسی درباره اعضای خانواده (گروه اول) .

لغت ها و اصطلاح های انگلیسی درباره اعضای خانواده (گروه اول) .

 فانگلیش تیم 

   اعضای خانواده  و شباهت ها :

 

با سلام همراهان همیشگی فانگلیش تیم ! امروز اومدیم با لغت ها و اصطلاح های انگلیسی مربوط به خانواده :

: To take after someone  –

به معنی بسیار شبیه بودن به فرد بزرگتر خانواده (والدین)

 

I take after my father. We’re both architects, and we both love soccer

من خیلی شبیه پدرم هستم. ما هردو معمار هستیم و هردو فوتبال را دوست داریم.

 

 

 

 the apple doesn’t fall far from the tree

به معنی این است که فرزندان معمولا ویژگی های مشابهی با والدین خود دارند.

 

John ended up in prison just like his father. I guess the apple doesn’t fall far from the tree

کار جان درست مثل پدرش نهایتا به زندان ختم شد. من حدس میزنم سیب دور از درخت نمی افتد.

a chip off the old block

 

یعنی بسیار شبیه به یک نفر بودن از لحاظ شخصیتی و فردی.

 

Sam’s a chip off the old block. He and his father are both stubborn, headstrong people

سم مثل قطعه ایه که از قطعه ی بزرگ جدا شده. او و پدرش هردو یک دنده و لج باز هستند.

 

to follow in someone’s footsteps

(پا جای پای کسی گذاشتن) دنبال کردن و ادامه دادن مسیری که کسی از اعضای خانواده قبلا رفته.

.Michael Douglas followed in his father’s footsteps and became an actor

مایکل داگلس جای پای پدرش رو دنبال کرد و یک بازیگر شد.

لغت ها و اصطلاح های انگلیسی

like father, like son

پسر کو ندارد نشان پدر ، به معنی شبیه بودن پسر به پدرش.

 

Jimmy is tall just like his father, and they have the same smile. Like father, like son

جیمی همانند پدرش قد بلند است و آن ها لبخند مشابهی دارند. مثل پدر و پسر…

 

 

 

to run in the family

به معنای ارثی بودن یک ویژگی در خانواده مثل : بیماری ، مهارت ، مشکل و …

 

Talk to your doctor about any illnesses that run in your family

با دکترت راجب هر بیماریی که در خانوادت ارثیه صحبت کن.

 

in one’s blood

به معنای اینکه مهارت یا ویژگی با توجه به پیشینه خانوادگی در خون باشد.

 

Music is in my blood. Almost everyone in my family can sing, compose, or play an instrument

موزیک در خون من است. تقریبا همه در خانواده من میتونن بنوازن ، بسازن یا یک ساز بنوازن.

 

 

spitting image

سیبی که از وسط نصف شده باشه ،داشتن شباهت ظاهری تقریبا زیاد

 

Kate’s the spitting image of her mother. They both have blue eyes and dimples

کیت چهرش درست شبیه مادرش است. هردوی آن ها چشمانی آبی و کم رنگ دارند.

 

 

 

 اعضای خانواده و عشق به فرزندان :

 

the apple of one’s eye

برای نشان دادن علاقه ی والدین و باارزش بودن فرزندان برای آن ها. (نور چشم والدین بودن)

 

Our grandson is the apple of our eye. We absolutely adore him

پسر بزرگ ما نور چشم ماست و ما کاملا عاشق او هستیم

 

 

 Pride and joy

برای شخص و یا چیزی بکار میرود که موجب افتخار و خوشحالی میشود و آن میتواند شخص و یا سرگرمی و… باشد.

 

Mike retired early to spend time with his kids. They’re his pride and joy

مایک زود بازنشسته شد تا وقتش را صرف بچه هایش کند. آن ها موجب افتخار و شادی او هستند.

 

 

 اعضای خانواده  و کیفیت روابط خانوادگی :

 

 

 

 Get along with : US

Get on with : GB

  برای دوست داشتن فردی از اعضای خانواده و داشتن روابط خانوادگی خوب با او بکار میرود.

 

I feel fortunate that I get along with my family so well

احساس میکنم خوش شانسم که رابطم با خانوادم خیلی خوبه.

 

 

to have a falling out

داشتن اختلاف با کسی که باعث خراب شدن روابط خانوادگی میشود.

 

 

Margaret and her sister had a falling out a few years back. They hardly even speak to each other now

 

مارگارت و خواهرش از چند سال پیش اختلاف داشتند. الان آن ها حتی به سختی باهم حرف میزنند.

 

 

bad blood

به معنی خشم و نفرتی که بین دو شخص بخاطر اتفاقات گذشته وجود دارد.

 

There’s bad blood between Carlos and Alex, so let’s not invite them both to dinner

کارلوس و الکس از هم نفرت دارن ، بیا اون دوتارو واسه شام دعوت نکنیم.

 

To wear the pants

برای کسی بکار برده میشود که حکم و دستورات آخر را در خانواده او میدهد.

 

My mother definitely wears the pants in the family. My dad only thinks he does

مادرم تمام قدرت و اختیار خانواده رو داره. پدرم فکر میکنه که اون صاحب قدرته

 

to rule the roost

برای کسی بکار میرود که مسئولیت شخص دیگری در خانواده را به عهده دارد.

 

 

When we were kids, my oldest sister ruled the roost ، She made all the decisions and always told us what to do

 

وقتی ما بچه بودیم بزرگترین خواهرم مسئولیت ما را به عهده داشت.اون همه ی تصمیم هارو میگفت و همیشه به ما می گفت چیکار کنیم.

 

breadwinner

برای کسی بکار میرود که مسئولیت نیاز مالی خانواده را به عهده دارد.

 

I didn’t see my father as much as I saw my mother. He was the breadwinner of the family and worked long hours

به اندازه ای که مادرم را می دیدم ، پدرم را ندیدم. او مسئول تامین نیاز مالی خانواده بود و ساعت ها کار میکرد.

 

 

 

در این مقاله بر روی لغت ها و اصطلاح های انگلیسی درباره اعضای خانواده کار کردیم و امیدوارم مقاله ی من مفید بوده باشه براتون  ! تا مقالات بعدی بدرود …

 

 

لینک های مرتبط : 

 

برای یادگیری لغات مربوط به خانواده کلیک کنید

 

 

3 پاسخ
  1. Fatemeh
    Fatemeh گفته:

    سلام خیلی خوشحالم ک یه سایت واقعا فوق العاده پیدا کردم.
    اصطلاحاتی ک میزارین واقعاا کاربردیه واقعا سایتتون عالیه
    خیلی خیلی ممنون

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *